ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار

عضو: 16
مطلب: 86
سایت: 0
بازدیدکنندگان: 58022

لینک Rss مطالب

آدرسهای مرتبط

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
امشب مراسم شهدای فتنه در مهدیه تهران
نگارش یافته توسط گلزار شهدا   
27 خرداد 1389 ساعت 15:28

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
به مناسبت سالگرد شهادت شهدای فتنه در حوادث پس از انتخابات و در شب لیله الرغائب، مراسم بزرگداشت شهدای فتنه به همت سازمان بسیج مستضعفین با همکاری هیئت رزمندگان اسلام امشب بعد از نمازمغرب و عشا در مهدیه تهران برگزار می شود..
این مراسم با حضور خانواده شهدای فتنه و امت حزب الله و شهیدپرور، با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، مداحی سیداحمد صالحی خوانساری و با نجوای دعای کمیل برگزار خواهد شد.
تاریخ بروز رسانی ( 27 خرداد 1389 ساعت 15:29 )
 
اگر مي‌دانستم پسرم كجا مي‌رود پا‌ به‌پايش مي‌رفتم
نگارش یافته توسط www.golzareshohada.com   
20 خرداد 1389 ساعت 16:49
مادر شهيد حسين غلام كبيري مي‌گويد: باور كنيد آن شب اگر مي‌دانستم كه فرزندم كجا مي‌رود و نتيجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پاي او براي دفاع از اسلام مي‌رفتم.

به گزارش فارس،با نزديك شدن سالگرد انتخابات روزهاي تلخ و شيرين آن براي ملت تداعي مي‌شود از جمله شيريني‌ها حضور 85 درصدي مردم در پاي صندوق‌هاي راي و آزموده شدن برخي خواص در فتنه‌اي دشمنان انقلاب اسلامي و از جمله تلخي‌ها از دست‌دادن چندين جوان اين مرز بوم بدست فتنه‌‌گران كه البته شهادت هديه‌ خداوند به آنها بود.

شهيد حسين غلام كبيري 18 ساله از جمله اين جوان‌هاي بود كه در 24 خرداد ماه 88 توسط اغتشاشگران مجروح شده و روز بعد به درجه رفيع شهات نائل آمد.
 


در اين باره پيش از اين محمدجواد صادقي فرمانده پايگاهي كه وي در آن حضور داشته،گفته بود حسين غلام كبيري از نيروهاي گردان عاشورا و جانشين عمليات پايگاه مقاومت حجتيه حوزه 355 نيروي مقاومت شهرري بود كه حضور فعالي در بسيج داشت. طي اغتشاشات اخير، وي از نيروهاي آماده‌باش و داوطلب در ايجاد آرامش بود كه 3 روز قبل از شهادت، حكم مأموريت از طرف فرمانده ناحيه مقاومت بسيج دريافت كرده بود و ساعت 12 شب 25 خرداد با اعلام اغتشاش در اطراف سعادت‌آباد، به همراه فرمانده گردان عاشورا و نيروي بسيج اكيپ موتور ‌سوار به سمت سعادت‌آباد رفتند، گروه شهيد كبيري و 4 نفر از دوستانش كنار جاده با موتور ايستاده بودند كه پرايد مشكي رنگ با وارد كردن ضربه سختي به شهيد كبيري متواري شد؛ با ضربه سختي كه به شهيد كبيري وارد شد، وي از ناحيه شكم و دو پا مجروح و همچنين دچار خونريزي داخلي شد و ساعت 2:30 دقيقه بامداد وي را به بيمارستان شهيد مدرس انتقال دادند شهيد كبيري بر اثر خونريزي داخلي به كما رفته و ساعت 3 بعدازظهر در بيمارستان شهيد مدرس به شهادت ‌رسيد و 4 نفر از دوستان وي كه ضربه به ناحيه كمر و صورت آنها اصابت كرده بود، در بيمارستان تحت درمان قرار گرفتند؛ با پيگيري پليس امنيت مشخص شد كه اين پرايد در چند نقطه ديگر نيز اين كار را انجام داده و متواري شده است.

فرمانده پايگاه بسيج حجتيه شهر ري در خصوص نحوه حضور شهيد‌ كبيري در پايگاه بسيج مي‌گويد: از دوران نوجواني در حقيقت از 4 سال گذشته در پايگاه حجتيه شهرري، فعاليت خود را به صورت جدي آغاز كرد، او روحيه امر به معروف فوق‌العاده‌اي داشت و از نيروهاي متعهد به انقلاب و اسلام بود كه در يادواره شهدا به عنوان نخستين داوطلب شركت مي‌كرد؛ حتي هنگام اعزام به ميدان سعادت‌آباد نخستين داوطلبي بود كه شجاعانه خود را آماده دفاع از دستاوردهاي انقلاب و اسلام كرد.

مادر شهيد با خوشحالي خطاب به قاتلان پسرش مي‌گويد كه ابر قدرت‌ها بدانند پشتيبان نظام و رهبري هستيم و اشك چشمانش آرام‌تر مي‌گويد: باور كنيد آن شب اگر مي‌دانستم كه فرزندم كجا مي‌رود و نتيجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پاي او براي دفاع از اسلام مي‌رفتم.

پدر شهيد كبيري نيز با بيان اينكه ساعت چهار صبح از مجروحيت فرزندش مطلع شده و سراسيمه خود را به بيمارستان رسانده است، مي‌گويد: «حسين را روي تخت ديدم، او دست مرا گرفت و مي‌خواست من را در آغوش بگيرد اما نتوانست. مسئولان بخش icu زماني كه متوجه وضع نامساعد فرزندم شدند من را از اتاق بيرون كردند، پزشك معالجش بيرون از اتاق به من گفت اگر خونريزي داخلي حسين بند بيايد، ما او را عصر براي عمل پايش به اتاق عمل مي‌بريم.تصميم گرفتيم به منزل برگرديم، در راه منزل بوديم كه دخترم تماس گرفت و گفت چرا رفتيد، با اين تماس دلم شكست و فهميدم كه حسين شهيد شده است.»

امروز در حالي يك‌سال از شهات شهيد كبيري مي‌گذرد كه هنرمندان ما حتي يك كليپ چند دقيقه‌اي برايش نساختند اما پروژه ندا آقا سلطان با 17هزار كليب رنگارنگ همراه بوده است.
 
پوستر شهدای گمنام
نگارش یافته توسط golzareshohada.com   
23 ارديبهشت 1389 ساعت 16:22
 
دانلود پوستر
 
 
 
سخت گمنامید اما ای شقایق سیرتان
کیسه میدوزند با نام شما شیاد ها
تاریخ بروز رسانی ( 23 ارديبهشت 1389 ساعت 16:26 )
 
مراسم تشییع پیکر شهدا بعد از نماز جمعه
نگارش یافته توسط گلزار شهدا   
23 ارديبهشت 1389 ساعت 16:11

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي با صدور اطلاعيه‌اي ضمن تسليت ايام فاطميه از امت هميشه در صحنه و شهيد پرور ايران اسلامي خواست تا در ويژه مراسم تشييع و تدفين پيكر 89 شهيد دفاع مقدس كه روز جمعه در تهران پس از اقامه نماز جمعه برگزار مي‌شود، حضور يابند.

به گزارش اداره كل روابط عمومي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي، اين شورا با صدور اطلاعيه‌اي ضمن تسليت ايام فاطميه و شهادت يگانه دخت نبي‌مكرم اسلام، حضرت فاطمه‌الزهرا ( سلام‌الله عليها)، از امت هميشه در صحنه و شهيد پرور ايران اسلامي خواست تا در آستانه سالروز شهادت امّ‌الائمه در ويژه مراسم تشييع و تدفين پيكرهاي پاك و مطهر هشتاد و نه شهيد دفاع مقدس كه روز جمعه هفته جاري (بيست و چهار ارديبهشت ماه) در تهران پس از اقامه نماز جمعه برگزار مي‌شود، حضور يابند.


 

 


در اين اطلاعيه آمده است: اكنون كه حال و هواي ايام حزن و اندوه شهادت امّ‌الائمه و بوي ايام فاطميه مشام تمامي مشتاقان و شيفتگان حضرتش را سرمست از عشق ابدي و ازلي خود به ولايت نموده است، تشييع و تدفين پيكرهاي پاك شهداي والامقام هشت سال دفاع مقدس دگرباره فضاي گرفته و چهره خسته شهر را از لوث وجود فتنه‌ها، تطهير مي‌نمايد و عطر دل‌انگيز و روح‌بخش حضور ياران روح‌الله همان فرزندان معنوي آن پير جماران و سربازان جان بر كف ولايت در فضاي جان‌هاو قلوب مردم جاري خواهد شد و شهر يكپارچه مملو از شور حسيني و عشق ولايتي به مكتب اسلام مي‌شود.

 
 
تاریخ بروز رسانی ( 23 ارديبهشت 1389 ساعت 16:19 )
 
آيا ممكن است اين‏كه من امروز ديدمش خود عماد مغنيه باشد؟
نگارش یافته توسط گلزار شهدا   
10 اسفند 1388 ساعت 11:27
من شبح را ديدم. خود خودش بود. آنجا روي مبل راحتي، درست روبه‌روي من نشسته بود و داشت راست راست به من نگاه مي‌كرد. دفعه اولي كه ديده بودمش همه‌چيز با اين‌بار فرق مي‌كرد. آن دفعه نمي‌شناختمش. همه‌چيز عادي بود. اما اين بار اين خود خودش بود كه ساعت يك بعد از نيمه‌شب توي مبل راحتي فرو رفته بود و داشت به حرف‌هاي ما گوش مي‌داد...
 
 
ساعت حوالي 12 ظهر بود. ماشين توي پاركينگ سفارت دوري زد و ايستاد. همگي پنج دقيقه‌اي منتظر نشستيم تا سروكله يك‌ هايس يا همچو چيزي پيدا شد. ساك و وسايلمان را گذاشتيم پشت ماشين و سوار شديم. يك ربع بعد جلوي يك امارت هفت، هشت طبقه پياده شديم. ساختمان تلويزيون المنار بود. ساختماني كه در بمباران سال 2006 تا زيرزمينش هم كه آرشيو فيلم شبكه بود سوخت و نابود شد. با اشاره راهنما ساك‌هايمان را از عقب ماشين برداشتيم و مرتب چيديم توي اتاق اطلاعات و نگهباني ساختمان كه همان‌جا در طبقه همكف بود. ساك‌ها را بازرسي كردند، اما خودمان را نه. بعد پشت‌سر راهنما سوار آسانسور شديم و رفتيم بالا. طبقه سوم يا چهارم پياده شديم. داخل يك اتاق با آب پرتقال از ما پذيرايي كردند. هنوز نشسته و ننشسته گفتند راه بيفتيد. آمديم پايين. ماشين قبلي رفته بود و ماشين ديگري كه شبيه پاترول بود به جايش جلوي در پارك شده بود. ساك‌هايمان را برداشتيم و عقب ماشين جديد گذاشتيم و چپيديم داخل ماشين. جا براي 5 نفر آدم تنگ بود، اما هر طور بود نشستيم. جاي بعدي كه پامان به زمين رسيد يك ساختمان هشت، نه طبقه ديگر بود. با آسانسور رفتيم بالا. يك آپارتمان بود. فهميديم اينجا قرار است خانه ما باشد: يك واحد تقريباً دويست متري با چهار خواب و آشپزخانه و يك هال بزرگ و بالكني كه طول و عرضش دو برابر بالكن خانه‌هايي بود كه ديده بوديم. داشتم اطراف را برانداز مي‌كردم كه راهنما گفت وقت نيست؛ ساكمان را زمين بگذاريم و برويم. رام و سربراه دنبالش رفتم.

تاریخ بروز رسانی ( 10 اسفند 1388 ساعت 11:38 )
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 5 از 48
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS

نظر سنجی

سطح اگاهی جوانان نسبت به مسایل روز جامعه چگونه است ؟
 

تصویر اتفاقی

hosein 2sohani.jpg

حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 1 نفر مهمان
Advertisement